پیش‌فروش اینترنتی آلبوم « افسانه چشم‌هایت » به آهنگسازی مهیار علیزاده و خوانندگی علیرضا قربانی و همایون شجریان از روز شنبه یازدهم آبان ماه آغاز شد.

آلبوم افسانه چشمهایت

 

آلبوم افسانه چشم‌هایت باخوانندگی علیرضا قربانی و همایون شجریان و آهنگسازی مهیار علیزاده و از روز شنبه یازدهم آبان ماه پیش فروش خود را آغاز کرد.

آلبوم افسانه چشم‌هایت به آهنگسازی مهیار علیزاده و خوانندگی همایون شجریان و علیرضا قربانی که تولید آن سال ۱۳۹۳ به اتمام رسید از جمله آثار موسیقایی است که نه تنها انتشار آن چند سال به طول انجامید و با اما و اگرهایی مواجه بود، طی روزهای اخیر حاشیه‌های زیادی به ویژه در مورد محل تصویربرداری کلیپ تبلیغاتی این اثر مطرح شده است.

این مجموعه که تازه‌ترین تیزر تبلیغاتی آن نیز به کارگردانی رامین حیدری فاروقی و بازی محسن حسینی منتشر شده، شامل ۱۰ آهنگ در سبک موسیقی کلاسیک ایرانی است .

بخشی از این قطعات بر روی اشعاری از نیما یوشیج تالیف شده و بخش دیگر نیز بر روی سروده‌هایی از شاعران معاصر از جمله احمد شاملو، محمدرضا شفیعی کدکنی، محمدعلی بهمنی، سیمین بهبهانی و علیرضا کلیایی تولید شده است.

 

برای خرید قانونی این آلبوم میتوانید به به سایت بیپ تیونز مراجعه کنید.

www.beeptunes.com

متن آهنگ افسانه چشمهایت

 

می‌روم تا که فراموش کنم چشم تو را

می‌روم تا که در آغوش کشم یاد تو را

و هوای هوس وصل تو را، خواب تو را

و نگاهت که جهان است و جهان در نگهت

شود آیا که فراموش کنم چشم تو را

تا بسوزم و کنم خاک، غزل‌های تو را

تو حریفی و خزان بود که پایان من است

سوگ باران و بهاران همه آواز من است

گنه از دیده من بود و نگاهی نگران

که مرا دید و ربود و گذر کرد چو باد

دست در دست خیالت به بیابان بروم

تا به آتش بکشانم لب خاموش تو را

موج وهم است و جنون من و دریای عذاب

و سرابی که مرا برد به این دِیر خراب

حال دیوانگی من بنگر، هیچ مگو

بشنو نغمه دیوان پریشان مرا

می‌روم تا که فراموش کنم چشم تو را

می‌روم تا که در آغوش کشم یاد تو را

و هوای هوس وصل تو را، خواب تو را

و نگاهت که جهان است و جهان در نگهت

 

قطعه پریشان خیال

در شب تیره، دیوانه‌ای، کاو

دل به رنگی گریزان سپرده

می‌کند داستانی غم‌آور

از دلی رفته دارد پیامی

داستان از خیالی پریشان

ای دل من، دل من، دل من!

از تو آخر چه شد حاصل من

آخر ای بینوا دل! چه دیدی

که ره رستگاری بریدی؟
می‌توانستی ای دل رهیدن

گر نخوردی فریب زمانه

آنچه دیدی، ز خود دیدی و بس

هر دم از یک ره و یک بهانه

تا تو ای مست! با من ستیزی

تا به سرمستی و غمگساری

با فسانه کنی دوستداری

مبتلایی نیابد به از تو

مبتلایی که ماننده‌ی او

 

 

0 نظر

Leave a پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

ارتباط با ما

Sending

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?

Create Account