موسیقی فارس-سما بابایی: به تازگي آلبوم موسيقي متفاوتي به نام “شمس جان” با روايت حكايت پادشاه و كنيزك از دفتر اول مثنوي معنوي مولانا جلال الدين محمد بلخي توسط مركز موسيقي حوزه هنري منتشر شد.آهنگساز اين مجموعه چهره نام آشنا و نوجوي موسيقي ايران عماد توحيدي است كه قبلاً او را با خلق آثار متفاوتي چون كولي كوبي، ذوالجناح و قلندروار و ازدحام سكوت و… ميشناسيم.او در كنار ساخت موسيقي نوازنده برجسته دف و سازهاي كوبه اي است و نخستين فردي بود كه با انتشار كتاب “شيوه دف نوازي” آموزش اين ساز را بصورت آكادميك درآورد.نقش مهم سازهاي كوبه اي در آثار او از آلبومهايش گرفته تا موسيقي فيلم و سريال و نمايش همواره مورد تشخيص و تمايز بوده است.خواننده اين اثر داوود آزاد است كه در آثار قبلي خود رگه هاي پررنگي از توجه به عرفان ايراني را بروز داده است و در اين اثر عماد توحيدي با تمركز بر خوانندگي قطعات، به شايستگي در بافت روايي اثر قرار گرفته است.راوي حكايت عبدالجبار كاكايي شاعر و ترانه سر اي باسابقه است كه در حوزه مثنوي خواني و شرح آن نيز فعال است.كاكايي در اجراي روايت مسلط و پخته عمل كرده و فارغ از شتابزدگي ،بدرستي ريتمهاي متفاوت خوانش بخشها را همراه با مكث هاي صحيح و تغيير لحن هاي ويژه ،بجا آورده است.اين آلبوم شامل هشت قطعه: آتش، خيال، ادب، لقا، شمس، راز، ندا، وصال است كه در فضايي خاص و تجربه نشده در موسيقي ايران اجرا و ضبط شده است. دكتر عماد توحيدي براي ساخت آلبوم، متني سرشار از رمز و راز انتخاب كرده و ناگزير بوده كه قطعات در عين استقلال و استغناي محتوايي و موسيقايي ، در ارتباط و ادامه هم نيز قابل تفسير و تعبير باشند و اين خود براي هر آهنگسازي چالشي مهيج و دشوار محسوب ميشود.داستانهايي مانند پادشاه و كنيزك عموماً از سه بخش تشكيل ميشوند:بخش آغازين كه مقدمه اي در شرح حال قهرمانان است.بخش دوم و مهم حكايت كه نقطه اوج است عبارت از ديدار سالك يا قهرمان با پيري روحاني و نوراني است و بخش پاياني گفت و گوي ميان پير و سالك است و عملكرد اين دو در قبال مساله اي خاص كه البته ختم بر افاده معنايي مطلق نميشود و در هر خوانش تفسيري نو را از خود بروز ميدهد.مولانا در اين حكايت در عين وصف داستاني قابل وقوع در اجتماعي انساني پيامهاي متعددي را بسوي خواننده خود پرتاب ميكند.پيامهايي كه از سطح اخلاق فراتر ميرود و در سطوح دين و آيين،منسك،عرفان و تصوف نيز قابل ارزيابي هستند و درعين حال آشكارا سرشار از خيال و وهم، كشف و شهود و اشراق و ابهامند.آهنگساز اين مجموعه در عين آزادي بهره برداري از عوامل سازماني موسيقي يعني ريتم، ملودي،رنگ آميزي و فرم و… وظيفه تجلي فراز و فرودهاي روايت را بر عهده داشته است. او در اين اثر اصرار دارد كه موسيقي را دست بگريبان مثنوي كند و فاصله فيمابين را محو و محوتر كند و اين حتي در نوع صدابرداري مورد پسند او هويداست. توحيدي با هدايت درست لحن رازآميز راوي و خواننده در كنار ايجاد الگوبندي ريتميك و ملوديك با رنگ آميزي نوعي موسيقي خيالي قرن هفتمي،صميميتي هنرمندانه بين تك تك عناصر اثر ايجاد كرده است. موسيقي در كنار متن داراي نيروي خلاق و تفسيرگونه است و در انتقال انديشه ها،حالات و احساسات موجود در متن تواناست.انتخاب سازها در شمس جان نيز بر اساس رنگ و بيان رمزآلود آنان است.انتخاب عود و رباب و كاوالا و قيچك و كوبه اي هاي كه در تجليات بزمي، رنگي “غنايي” دارند و در فضاهاي معرفتي، شوكتي “بم خوان” مويد اين نكته است. قرار گيري سلسه وار آواهاي انساني مبهم جاري در قطعات نيز در اين راستا قابل تفسير است چرا كه با كمي دقت ميتوان دريافت كه هر كدام از اين آواهاي همسرايان، ايفاگر نقش يكي از اشخاص درام در تشكيلات صوتي اثر هستند.بنوعي هر صداي ملوديك يا افكتيو موجود در قطعات در جهت تامين و تجلي سير منطقي_شهودي مدنظر سازنده و برداشتهاي او از فحواي حكايت است و تعمد سازنده قطعات در تعدد بكارگيري اصوات فرعي در كنار ملودي اصلي بدون ايجاد مزاحمت براي آن ،مبين نوعي آزادي غريزي در برداشتهاي متكثر از هر رويداد متن است. جزئيات تكنيكي موسيقي در كنار روايت در خط سيري به دقت طراحي شده و ظريف، كيفيت و حالات اشخاص درگير در حادثه را بيان ميكند و حتي در مهيج ترين حالات خود در قطعات خيال،شمس و وصال دچار خودنمايي و ايجاد التذاذ عوامانه و بازاري نميشود.شايد بشود گفت كه شنود موسيقي در اين اثر فرآيندي كاملاً آگاهانه نيست و با تكيه بر ناخودآگاه مخاطب مسيري براي آشتي او با مثنوي و ارضاي حس زيبايي شناسانه او ترسيم ميكند.
در خبرها آمده بود كه در پي استقبال از آلبوم “شمس جان” دو حكايت ديگر از مثنوي معنوي با عناوين “ضياء الحق” و “صلاح الحق” در دستور كار عماد توحيدي قرار گرفته است.ادامه ساخت آثاري هدفمند و هوشيار بر اساس ميراث ادبي باشكوه ايران رضايت بخش و خرسند كننده است خصوصاً در اجتماعي كه تجربه عملي شنود موسيقي نسلهاي جوان بدون عنصر “تربيت” رها شده و تنها بر اساس غريزه و تبليغات و بدون قدرت تجزيه و تحليل و حتي قدرت تشخيص نام و صداي سازها روزگار ميگذراند، ارائه آثاري مثل “شمس جان” في نفسه و به وضوح شايستگي و سلايق زيباشناسانه جامعه مخاطب خود را تحت تاثير قرار ميدهد و به او لذتي ناشي از تجربه و برخورداري همزمان انديشه مستتر در متون ادبي كلاسيك زبان فارسي و موسيقي فاخر و كمالگراي ايراني ميبخشد.

0 نظر

Leave a پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

ارتباط با ما

Sending

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?

Create Account