مصاحبه ى آرتا ايجادى مقصودى

آرتا ايجادى مقصودى , متولد سال ١٣٧٤ در شهر تهران، درام زدن رو از سن ١٤ سالگى شروع كرده و در سال ١٣٩٤ به گروه كاليبر پيوست. اين گروه ١ سال است كه به طور رسمى فعاليت خود را آغاز كرده و تا به حال ٢ اجراى رسمى داشته است.

 

١- نوازندگى رو چطور شروع كرديد و چى شد كه سراغ درامز رفتيد ؟

وقتى دوران راهنمايى بودم، برادرم گيتار الكتريك ميزد، يه بار رفت پيش آقاى مهربونى به اسم جواد و من نميدونستم ايشون كيه و برادرم به من گفت يه دوستى داره كه درامز ميزنه و از من خواست بريم پيشش و ما رفتيم اونجا و من وقتى ساز ايشونو ديدم همينطور خيره شده بودم به ساز و هيچ كار ديگه اى نميتونستم بكنم و وقتى ايشون شروع كردند به نواختن من از خوشحالى فقط الكى ميخنديدم !! و وقتى رفتيم خونه برادرم گفت كه هيچ وقت آرتا رو انقدر خوشحال نديده بودم. خلاصه به طور خيلى ناگهانى بود كه من به درام علاقه مند شدم.

 

٢- با اعضاى گروه كالبير چطور آشنا شديد و چجورى گروه رو تشكيل دادين ؟

يك بندى بود به اسم پژواك، اين بند مشغول انجام كاراى خودش بود و منم ميخواستم به يه گروهى پناه بيارم كه بتونيم با استفاده از نوازنده هاشون جاهاى كوچيك مثل آموزشگاها اجرا بذاريم. ولى متاسفانه نشد. موقع پيدا كردن ليدگيتاريست، حميد صالح شخصى بود كه پيشنهاد شد به ما و ما هم بهشون درخواست داديم. ايشون اومدن سر تمرينهاى ما. من و ايشون خيلى از نظر موسيقى با هم ارتباط برقرار كرديم ولى ليدر پژاك يكم با ايشون مشكل داشتن، نميدونم به چه دليلى! ..

بعد از مدتى حميد با من تماس گرفت و گفت من دارم بندى تشكيل ميدم و هدفمون اجرا گذاشتنه. نه اجرا تو آموزشگاه و اينجور جاها، اجرا تو جاهاى بزرگ. مثل اين بود كه يكى به يك بچه ى كوچيك بگه بيا شكلات بهت بدم! خلاصه منم گفتم چشم در خدمت هستم و اين مثل آرزويى بود كه من بتونم مجموعه اى از افراد رو تو ايران پيدا كنم كه فقط به فكر اين نيستن كه آهنگايى رو بزنن كه هممون هزار بار شنيديم و خيلى كليشه اين. براى اولين بار اين بند به من گفت كه ما ميخوايم متال كر و ملوديك دث متال كار كنيم. و اين خيلى لذت بخش بود كه يك بند ايرانى بياد بگه من ميخوام متال كر كار كنم! آبان ماه سال ١٣٩٤ ما دور هم جمع شديم و براى اولين بار تمرين گذاشتيم. تمرين خيلى خوبى بود خيلى خوش گذشت و لذت بخش بود ولى از همه مهم تر اين بود كه هر ٤ نفرمون با هم ارتباط برقرار كرديم. اين آشنايى با كاليبر خيلى داستان رويايى داشت واسم.

 

٣-براى آلبوم يا سينگل ترك گروه كاليبر برنامه ى خاصى داريد؟

شخص خودم با بندهايى كار كردم كه سينگل ترك داديم بيرون اما با بند خودمون متاسفانه هنوز توى جمع و اجتماع جا افتادن كامل اتفاق نيفتاده و ما منتظريم يك موقعيتى پيدا كنيم و مطمئن بشيم كه فن هايى داريم كه علاقه مندن كه كاراى خودمون رو بشنون، اون موقع ترك بيرون بديم. البته الان آهنگهاى خودمون رو داريم كه تو اجراهامون اجراش ميكنيم ولى ركورد شده و ميكس و مستر شده نيست.   مصاحبه ى آرتا ايجادى مقصودى

 

٤- آشنايى و همكاريتون با انديشه هژبر چطور شروع شد ؟

من با يك بندى كار ميكردم به اسم  The Requiem Mass و اينطورى من با هادى كيانى آشنا شدم و هادى كيانى هم يكى از بزرگان ايران بود و من نميدونستم كه خونمون با خونشون ٥ دقيقه فاصله داره! و خيلى اذيتم كرد وقتى فهميدم… اگه ميدونستم هر روز ميرفتم خونشون! وقتى با هادى آشنا شدم، هدفم يكم تو موسيقى عوض شد و باعث شد كارهايى بكنم كه تو ايران كم اتفاق ميفته. دو سال پيش با هادى صحبت كردم و گفتم كه من خيلى علاقه مندم با اساتيدى مثل شما، انديشه جان، سهيل زرين كلك ، محمد نيك، شهروز گودرزى، آندره خاچيكيان، همايون مجدزاده و… همكارى داشته باشيم شايد بتونيم كار جديدى تحويل بديم در ايران يا در دنياى مجازى.

هادى و چندتا از نوازنده ها گفتن كه هستن ولى سرشون شلوغه. خب طبيعى بود. ولى انديشه جان، لطفى كه كرد اين بود كه ايده ى منو شنيد. قبل از پروژه اى كه من با انديشه برقرار كنم، يه پروژه با آندره خاچيكيان برقرار كرديم و درامر دوم, آقاى على فراز بود كه ايشونم يكى از بزرگان ايران هستند. وقتى اين پروژه رو شروع كرديم، تجربه ى اول انجام همچين كارى بود و يك سرى مشكلات داشت و من ديگه نتونستم وقت آندره جان رو بگيرم، بالاخره ايشون سرشون خيلى شلوغه با شاگردها و كنسرتهايى كه دارن. براى همين وقتى مزاحم انديشه جان شدم، ايشون خيلى خيلى خيلى لطف كردن و وقت گذاشتن برام و يكى از زيبا ترين كارهاى خودشون (از نظر خودم) رو در اختيارمون قرار دادند تا اين پروژه كه ما اسمشو گذاشتيم چهار تا درامر متحد(!) رو پيش ببريم.

انديشه يكى از بهترين هاى ايران هست به دليل اينكه يكى از بهترينهاى ايران هست، كيفيت كارش به شدت مناسب پروژه هاى جهانيه. دقت و حساسيت و كيفيت چيزاهايى هستند كه شخصا براى خودم خيلى مهمه و خب براى انديشه جان هم اينا خيلى اهميت داره و خيلى جذابه كه كسى بفهمه تو رو! اينطورى شد كه تونستيم پروژه رو شروع كنيم. و الان تقريبا آخرشه و ايشالا در آينده ى نه چندان دور در اختيار علاقه مندان قرار ميگيره.

 

٥- درامرهاى مورد علاقتون كه بيشتر از همه ازشون تاثير گرفتيد كيا هستند؟

Thomas Lang نوازنده ى اتريشى، Jojo Mayer كه چند وقت پيش در ايران مستر كلاسشون برگزار شد و يك رويايى بود كه به حقيقت پيوست. خيلى خيلى خيلى خوشحال بودم كه تونستم ايشون رو از نزديك ببينم و واقعيتى كه بايد در مورد درام بدونم رو بدونم! و تجربه اى بسيار به ياد موندنى بود. از نوازنده هاى ايرانى، آقاى آرش پژند مقدم، آقاى عليرضا طباطبايى، آقاى عين الله كيوان شكوه، آقاى نيما نو اپور و اساتيد ديگرى هم هستند و به خصوص دوستانى هستند كه به عنوان نوازنده روى من خيلى تاثير گذاشتند مثل فاضل نعمت اللهى، مهدى شفيعى كه هر دو افرادى هستند كه در همين پروژه ى درامرهاى متحد داريم با هم همكارى ميكنيم.

همچنين آقاى على فراز كه بسيار روى من تاثير گذاشتند و بسيار من رو تشويق كردند كه پيشرفت كنم و رقابت بسيار دوستانه اى بوجود آوردند كه باعث شد چيزهاى زيادى ياد بگيرم و دوستان درامر ديگه اى هم هستند، مثل فرهاد زابلى پور، احمد عباسى نيا و نريمان مكوندى كه روى من تاثير گذاشتند. و جدا از درامرها دوست ديگه اى كه من روش زندگيش رو به عنوان الگو قرار دادم، هادى جانه.

هادى كيانى به من منطقى رو نشون داد كه من فكرشو نميكردم داشته باشم. اون منطق اين بود كه ما ميتونيم بهترين باشيم فقط بايد به بهترين شكل فكر كنيم نه كه فقط به بهترين شكل كار رو انجام بدين. اگه بتونيم به بهترين شكل فكر كنيم ميتونيم به اون موفقيتى كه دلمون ميخواد برسيم. و هميشه اين سوال برام بود كه الان من دارم يه كارى رو ميكنم و به هيچ نتيجه اى نميرسم و بايد چيكار كنم. هادى خيلى خيلى منو راهنمايى كرد و مسيرهاى مختلفى رو بهم نشون داد و از همه مهم تر هادى هميشه هوامو داشت كه بتونم اين مسير رو طى كنم. براى همين من هميشه ميگم هر وقت هر اتفاقى تو زمينه ى موسيقى بيفته و هر تجربه ى موسيقى كه داشتم هميشه مشاورم هادى بوده و خيلى خوبه كه آدم مشاورى مثل هادى جان داشته باشه.

 

٦- غير از درامز ساز ديگه اى هم ميزنيد يا قصد داريد ياد بگيريد؟

بچه تر كه بودم سه تار و ساز دهنى ميزدم. ولى خب وقتى علاقه نباشه نميشه چيزيو ادامه داد. سازى كه خيلى دوست دارم ياد بگيرم سنتوره و به شدت علاقه دارم و دوستان سنتور نواز بسيار قوى و خوب دارم و ايشالا در آينده بتونم از اطلاعاتشون سواستفاده كنم!
سازهاى كوبه اى ديگه اى هم هست كه دوست دارم ياد بگيرم مثل تنبك يا پركاشن هاى مختلف ديگه.

 

٧-آينده ى موسيقى راك ايران رو چطور ميبينيد؟

من با توجه به اينكه هنوز ٢١ سالمه و كوچيكم، كسى نميبينه كه من بخوام واسه اين كشور آينده اى تعيين كنم! ولى من هدف شخص خودم، كه اگه اتفاق بيفته، كه روياييه واسه خودش، اينه كه در نهايت نشون بديم كه راك و متال ايران در جهان، حرفى براى گفتن داره. اينطور نيست كه ما فقط كارهاى كليشه اى و در تاريخ محو شده داريم ميزنيم براى اينكه متال در ايران يكم جوانه ولى يكى از هدف هاى من اينه كه موسيقى متال رو بتونيم به شكلى تو ايران جلوه بديم كه در جهان مورد توجه قرار بگيره.

 

٨- برنامتون براى آينده چيه؟

من فعلا دارم تحصيل ميكنم. جدا از تحصيلات، من هيچوقت هدفم اين نبوده كه از موسيقى پول دربيارم. چون اينطورى اگه از موسيقى پولى درنيارم عصبى ميشم و هيچوقت موسيقى ابزارى نبوده كه من احساس كنم قراره ازش به پول برسم. من ساز كه ميزنم كلا تو يك دنياى ديگه هستم و احساس متفاوتى دارم و هيچوقت هيچ شرايطى نميتونه اين حس رو واسم بوجود بياره و وقتى اين احساسات براى يه آدم بوجود مياد، ديگه مسئله ى پول درآوردن از موسيقى چيز جذابى نيست.

ولى اينكه تا جايى كه ميتونيم به افراد مختلف كمك كنيم و موسيقى جديد داشته باشيم و ابزار مناسبى داشته باشيم كه بتونيم ساز رو خوب جلوه بديم، در اين موارد مسائل مالى هست. ولى بازم موسيقى براى شخص خودم يكى از راه هاى در رو از مشكلات زندگيه. اگه قرار باشه موسيقى هم يكى از مشكلات زندگى بشه كه ديگه به درد نميخوره.

 

مصاحبه: آیدا ظریفیان

0 نظر

Leave a پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

ارتباط با ما

Sending

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?

Create Account