موسیقی ما آرش نصیری: برای آغاز گفتگو با جناب اکبر آزاد برگشتیم به بیش از پنج دهه قبل، زمانی از دریایی ملودی‌های شیرین و مرد‌می‌ذهنش برای خوانندگان مرد‌می‌آن زمان ترانه‌های شنیدنی ‌می‌ساخت و این بر‌می‌گشت به پانزده شانزده سالگی‌اش و جالب آن که حالا، بعد از بیشتر از نیم قرن، هنوز آن ترانه‌ها را با ظرافت‌هایش به یاد دارد و ‌می‌خواند. این موضوع عجیبی نیست؛ استاد این ترانه‌ها و ملودی‌ها را زیسته است.

خیلی زود معروف شد و قبل از انقلاب با خیلی از خوانندگان مشهور آن زمان کار کرد و از همان موقع تا همیشه به حرمت کلمه وفادار ماند. نوجوان مستعدی که شهودی ترانه ‌می‌گفت و ملودی ‌می‌ساخت و دانش‌آموختگان موسیقی را به وجد ‌می‌آورد، همیشه اهل مطالعه حرفه‌ای شعر و ادبیات ماند و بعدتر، وقتی با  ترانه «تمام بغض قناری‌ها» مجدد آغاز کرد، کلماتش همچنان صمیمی‌بودند، اما کم‌کم، بنابر ظرفیت‌های ملودی‌ها، فاخرتر شدند و با ترانه‌ها و آلبوم‌های دیگر، همواره سبک و سیاق  ترانه‌ها و ملودی‌هایش را حفظ کرد و سیل سبک شدن کلام در ترانه‌های این روزگار هم، او را از خوب و اصیل نوشتن بازنداشت، حتی اگر به قیمت کمرنگ شدن‌اش تمام شده باشد.

 صدای خوش و قدرتمندی دارد و همه ملودی‌هایش را با آواز ‌می‌خواند و جالب آنکه این صدا و قدرت خوانندگی را از همان جوانی کشف کرده بود اما خواننده نشد؛ خواندن را دوست داشت و دغدغه خواننده شدن نداشت. بگذریم که حالا پشیمان شده است یا نه. مرام مردان اصیل قدیم را حفظ کرده و این مرام در لحن و رفتارش همیشه هست؛ مردی رشید با قلب یک پرنده‌ی لطیف.

با این ترانه‌سرا و آهنگساز پیشکسوت درباره اغلب آثار درخشانش صحبت کرده‌ایم و البته از «اون روزگار کودکی فصل کبوتر» شروع کردیم و از «بغض» و «آی آدمای مهربون» و «آسیمه سر» و «کشته رضا به رضای تو شد» و … گفتیم و رسیدیم به جایی که استاد، فصل کبوتر را خواند. همان که می‌گوید: « دستای خاکی و نجیب کوچولو کو/جای کبود ترکه های آلبالو کو…». کتاب مجموعه ترانه هایش؛ بغض قناری ها هم روی میز بین ما بود.

اثری از: 
سایت موسیقی ما
اکبر آزاد
کاور ویدیو: 
تدوین: 
بهار احمدی
گفت و گو: 
آرش نصیری
0 نظر

Leave a پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

ارتباط با ما

Sending

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?

Create Account