مصاحبه با پويان قندى
فرصتى پيش اومد تا با پويان قندى نوازنده ى سبك راك كه اكثراً او را از فعاليتش در گروه “كيلومتر ٢٣” ميشناسند گفتگويى داشته باشيم و بيشتر با اين هنرمند آشنا بشيم.
١-مرسى كه دعوت ما رو پذيرفتين، يه توضيح مختصر در مورد خودتون ميديد ؟

پويان قندى هستم، متولد مشهد، ١٧ آبان، ٣٠ سالمه و موسيقى رو از سن ١٣ سالگى با گيتار كلاسيك شروع كردم. موسيقى راك هميشه مورد علاقه ام بوده و بعد با گيتار آكوستيك و الكتريك ادامه دادم، تحصيلاتم مهندسى متالورژى هست ولى فعلا كه مدركمو گذاشتم كنار و موسیقی کار میکنم !

٢- از چه زمانى موسيقى رو به طور حرفه اى شروع كردين و با چه گروه هايى همكارى داشتين ؟

فكر ميكنم كه شروع همكارى من با گروه هاى موسيقى از آشنايى من با نويد اربابيان شروع شد، و ما حدود سال ٨٠ گروهى به اسم “جرس” تشكيل داديم و آشنايى من و نويد چند سال بعد با گروه “كيلومتر ٢٣” ادامه پیدا کرد. كه يك آلبوم به اسم “لوكوموتيو خسته” در حدود سال ٨٩-٩٠ منتشر شد، و با موزيسين هاى ديگه اى هم مثل گروه ماد، عبدی بهروانفر، شهريار مسرور، گروه نهان(علی خلیل زاده)، سیامک بغدادی و امیر اشکان غلامی در اين مدت كار كردم. و كلا در اين سالها براى گروه هاى مختلف آهنگسازى و تنظيم و نوازندگی كردم، تدريس گیتار كردم، صدا بردارى كردم و کلا هر كارى كه در زمينه ى موسيقى از دستم برميومده انجام دادم و در حال حاضر گروه خودم رو دارم به اسم “كانكس” كه ركورد آلبوممون توى تابستون تموم ميشه و احتمالا در پاييز منتشر ميشه و همچنين یه آلبوم EP از “ردیو هد” کاور کردم به نام Radiocollapse که تا یه ماه دیگه منتشر میشه.

٣- در مورد زمانى كه در بند كيلومتر ٢٣ بودين توضيح ميدين ؟

سال ١٣٨٨ بند كيلومتر ٢٣، با نويد اربابيان، عماد لشكرى، پويان رومزى به عنوان ترانه سرا، مسعود حسينى به عنوان خواننده و مجيد نظام ضيا كه درامر بود تشكيل شد.
ما دو تا آلبوم ركورد كرديم كه آلبوم اول به نام “لوكوموتيو خسته” منتشر شد ولى آلبوم دوم هنوز كه هنوزه منتشر نشده چون در مورد نحوه ى انتشارش بين بچه ها اختلاف نظر بود و از اون موقع تا الان فاصله افتاده بينش و بچه ها هم هر كدوم رفتن دنبال پروژه هاى شخصى خودشون تا اينكه باز يه روزى دور هم جمع بشيم و ببينيم چيكار كنيم.
ولی گروه از هم نپاشیده !

٤- سليقه ى موسيقياييتون از ابتداى كار تا الان چقدر تغيير كرده ؟

در زمينه ى موسيقى راك كه از ابتدا دوست داشتم تغيير خاصى نكرده و همچنان سليقه ام موسيقى راك انگليسيه. ولى تغييرى كه كردم اينه كه قبلا شاید به خيلى از موسيقى ها گوش نميدادم. ولى الان تنها چيزى كه در موسيقى واسم مهم نيست سبک و سازبندی موسيقيه. الان ديگه برام مهم نيست كه يه موسیقی سازبنديش راكه يا پاپ یا فولكه يا موسيقى بين الملل يا سنتيه. هر چيزى كه خوب باشه گوش ميدم و لذت ميبرم.

٥-درباره ى سينگل ترك “خاك برهنه” كه چند وقت پيش منتشر كرديد توضيح ميديد ؟

موضوع اين ترك در مورد ٣٣ روز اول جنگ عراق با ایران.اون زمان سپاه و بسيج وجود نداشت و فقط ارتش بود که ارتش هم طورى بود كه نيروهاى كادر رده بالاش يا بر سر انقلاب اعدام شده بودند و يا فرار كرده بودند. و ارتش ما يك ارتش فلج بود و زمانى كه عراق تا دندون مسلح به ايران حمله ميكنه، توی خرمشهر فقط آدماى عادي بودند و كماندو هاى نيروى دريايى ارتش به نام كلاه سبزها كه ارتش عراقى ها اونها رو از روى كلاهشون ميشناختند و به اونا ميگفتند كلاه سبزها و تا الان هم به اين اسم معروفند. و اونها كماندوهاى ويژه اى بودند که در پادگان منجيل دوره ديده بودند و اسمون و دریا و زمین رو فتح کرده بودند ولى چيزى كه برای من بسیار الهام بخش بود، مردم عادی بودند که پا به پای کلاه سبزها از خاک و وطن خودشون با نهایت شجاعت دفاع میکردند. تنها براى میهن پرستی ميجنگيدند. اونها آدمايى مثل خود من بودند، آدمايى كه هم دوره ى برادر بزرگ من و پدر من بودند و بيتلز گوش ميدادند و يا هر كس ديگه اى با هر عقيده اى. اونها يكدفعه ميرن و در كنار اين كلاه سبزها قرار ميگيرن. كلاه سبزها آدمهاى دوره ديده و آماده اى بودند ولى اين مردم عادى نه، اين مردم دست به دست هم ميدن و اين ٣٣ روز اول جنگ جوری از جون و خون خودشون میگذرن كه باعث ميشه خرمشهر فرو نريزه و صحبت هايى هم كه آقاى محسن رضايى كردند توضيح ميدن كه شرایط استراتژیک اون منطقه در اون زمان چگونه بوده و اگه شهر فرو ميريخت پس گرفتنش غير ممكن ميبود.

٦- ايده ى نوشتن اين ترك چطور به ذهنتون رسيد ؟

از چند سال پيش كه رويه ى تلوزيون ايران توى هفته ى دفاع مقدس تغيير كرد و از اون فضايى كه مدام آهنگهاى غمگين ميذاشتن و عكس شهدا رو در لاله زارها نشون ميدادن شروع كرد به گفتن واقعيت ها و نشون دادن مستند ها با جزئیات و اسناد.
من از اونجا به بعد برام خيلى جالب بود كه ما عجب ستاره هايى داشتيم، عجب عمليات هاى فوق ويژه اى داشتيم، عملياتى مثل H3 كه بى نظير ترين عمليات هوايى دنيا ثبت شده و برام جالب بود كه ما عجب قهرمانهايى داشتيم. و در مورد مطالب ديگش هم كه مطالعه كردم خيلى به نظرم جالب اومد چون هميشه برام سوال بود كه چرا اونطور كه غربى ها در مورد خودشون قهرمان سازى ميكنند، ما اينكارو نميكنيم ؟ در صورتى كه ما خيلى قهرمان هاى خالص ترى داريم. يه آمريكايى در ازاى خطری که میکنه هزاران دلار پول ميگيره، ولى يك ايرانى كه جونش رو به خطر ميندازه و فقط صرفا به خاطر عقيدش ميجنگه هيچى عايدش نميشه. حتى چيزى عايد بازمونده هاشم نميشه و ما همه اينو میدونیم. و اين بود كه دوست داشتم هميشه اينكارو بكنم و اين يه پروژه ى كامل بود كه فعلا همين يك ترك بيرون اومده و نميدونم كه ادامه اش بدم يا نه…

٧- چه موزيسين هايى شمارو در اين ترك همراهى ميكنن ؟ ميشه از سابقه ى همكاريتون با اين موزيسين ها بگيد ؟

نوازنده درامز على باغفر هست كه دوست درجه يك پانزده ساله ى منه و يه جورايى با هم بزرگ شديم، على و من زبون هم رو خيلى خوب ميفهميم و نه اون لازمه خيلى به من بگه كه چى ميخواد، اگه بخواد من براش گيتار بزنم، و نه من براى درامز لازمه كه بهش چيزى بگم. چون دقيقا ميدونه كه من چى ميخوام. و خيلى راحت و ظرف يك ساعت درامز اين كار رو در استودیو پاپ ركورد كرديم. و در مورد گيتار بيس هم دوست عزیز ديگرم اميرسالار صالحى كه مقيم كاناداست و مثل برادرمه كه لطف كرد و من ترك رو واسش فرستادم اونجا و رفت استوديو و لاين بيس رو ركورد كرد و براى من فرستاد و يه دنيا ازش ممنونم. همچنين از آرمين رحيم زاده ى عزيزم كه زحمت كيبورد و ميكس و مسترینگ اين ترك رو كشيد و همچنين آقاى محسن رضايى عزيز كه لطف كردن و اجازه دادن من از صداشون استفاده كنم. متاسفانه يك سرى شايعات هم من شنيدم كه ميگفتن از آقاى رضايى پول گرفتم و ميخوام براى انتخاباتشون تبليغ كنم !! خير، ایشون کاندید نشدن و من هيچ نقطه اشتراك سیاسی فک نمیکنم با آقاى رضايى داشته باشم به علاوه، وقتى شما ميخوايين از يك واقعه تاریخی حرف بزنين، كسى واجد شرايطه در مورد اون قضيه صحبت كنه كه اشراف كامل داره و همينطور به من گفتند كه اشخاص ديگه اى هم بودن و چرا سراغ اونها نرفتم. درسته كسايى ديگه هم بودند كه هم رده هاى آقاى رضايى در حد فرماندهى كل نيرو بودند اما دو تا مشكل داشتيم. يا اينكه از دنيا رفته بودند یا به شهادت رسیده بودند بودند، يا اينكه اهل نقاط مختلفى از ايران بودند كه گويش محلیشون اجازه نميداد كه من بتونم از صداشون استفاده كنم. تنها كسى كه در اون رده با گويش فارسى سليس قابل دسترس بود و همینطورحرفش سند بود آقاى محسن رضايى بود كه ايشونم با جايگاهى كه دارن فكر نميكردم ارتباطى با اين موسيقى برقرار كنن و به من اجازه ى استفاده از صداشونو بدن. ولى خوشبختانه به من اين اجازه رو دادن.

٨-براى آيندتون چه برنامه اى داريد ؟ اجرا خواهيد گذاشت ؟

بعد از تموم شدن آلبوم كانكس صد در صد اجرا ميذاريم، آلبوم كانكس كه اگه خدا بخواد در پاييز بيرون مياد و اگه مجوز بگيريم اجرا ميذاريم. ولى به هيچ وجه حاضر نيستم كلامى رو به خاطر مجوز حذف كنم و يا نتى رو پاك كنم.

مرسى كه وقتتون رو به ما داديد. منتظر كارهاى جديدتون هستيم.

 

مصاحبه: آیدا ظریفیان

0 نظر

Leave a پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

ارتباط با ما

Sending

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?

Create Account