حامى، زانيار خسروى، سيروان خسروى، گروه سون، شهرام شكوهى، رضا صادقى، بهنام صفوى، حميد عسگري، فرزاد فرزين، مازيار فلاحى، على لهراسبى، مهدى مدرس، رضا يزدانى، محسن يگانه
نامه سرگشاده جمعی از خوانندگان موسیقی پاپ به رئیس‌جمهور و وزیر ارشاد

جمعی از خوانندگان سرشناس پاپ پس از اتفاقات و حواشی اخیر که در هفته‌های گذشته اتفاق افتاد و باعث حرف و حدیث‌های فراوان و اتفاقات خبری مفصلی شد، در نامه‌ای سرگشاده اعلام موضع کرده و خواهان ملاقات حضوری با رئیس‌جمهور شدند. حواشی و شایعات هفته گذشته از لیستی آغاز شد که برخی رسانه‌ها با انتشار آن اعلام کردند که 24 خواننده داخلی و مجاز به دلیل پخش موزیک‌ویدئوهایشان از شبکه‌های ماهواره‌ای غیرمجاز و برخی سایت‌های غیرقانونی خارج از کشور، ممنوع‌الکار هستند و فعلاً اجازه برگزاری کنسرت و انتشار آلبوم رسمی در داخل کشور را ندارند.انتشار این لیست و حواشی بعدی با واکنش‌های مختلف از سوی مقامات فرهنگی کشور توأم شد. در ابتدا، سرپرست دفتر موسیقی وزارت ارشاد در گفتگویی ، ضمن تکذیب لیست ممنوع‌الکاری برخی چهره‌های موسیقی، از تلاش برای رفع مشکلات و محدودیت‌ها خبر داد. پس از این گفت‌وگو، سخنگوی وزارت ارشاد ماجرای لیست 24 نفره را به کل تکذیب کرد ولی همکاری با رسانه‌های به زعم او «معاند» را خلاف مقررات و قوانین کشور دانست و از برخورد با هنرمندان متخلف در صورت تأیید همکاری با این رسانه‌ها و سایت‌ها خبر داد.به دنبال این اتفاق، علی مرادخانی تمام این حرف و حدیث‌ها و لیست ممنوع‌الکارها را تکذیب کرد تا تناقض‌ها در این مورد بیشتر و بیشتر شود و رسانه‌ها در گزارش‌های مختلف از این رویه مسئولین فرهنگی انتقاد کنند. برخی خواننده‌ها و چهره‌هایی هم که در این لیست نامی از آنها ذکر شده بود، در گفت‌وگوهای مختلف موضوع ممنوع‌الکاری‌شان را تکذیب کردند .

حال پس از ماجراهای کش‌دار و پُر سر و صدایی که در این چند وقت در رسانه‌ها شاهد‌ بودیم، شب گذشته جمع پرشماری از خواندگان پاپ در جلسه‌ای خصوصی، موضع رسمی خود را در قبال این اتفاقات اعلام کردند.

این نامه سرگشاده که به امضای جمعی از ستاره‌های موسیقی در کشور رسیده و امروز این چهره‌ها به صورت هم‌زمان در صفحات شخصی‌شان و صفحه تلگرام خواننده‌های پاپ منتشرش کرده‌اند، را اینجا بخوانید:

“به نام خدا”

ریاست محترم جمهور ، وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و مسئولين محترم ذيربط

ضمن عرض سلام ، احتراماً بدینوسیله به عرض می‌رساند که نوشته‌های زیر حرفهای دل خوانندگان پاپ در مورد وضعیت حال حاضر موسیقی پاپ کشور ، تبعیضها ، کمبودها و مشکلات آن می‌باشد.

تبعیضها:

در هنر هیچ سبک و شاخه‌ای بر دیگری برتری ندارد. اما متاسفانه در موسیقی کشور ما از برابری خبری نیست. موسیقی پاپ همیشه از نظر مسئولین ، بی‌ هویت و کم ارزش و موسیقی سنتی‌ ارزشی و فاخر به شمار می آید. در حالی‌ که ارزش یک اثر هنری را صرفاً کیفیت وجودی آن اثر تعیین می‌کند نه اینکه در چه سبکی قرار گرفته. همانطور که می‌توان یک قطعه‌ی کلاسیک یا سنتی‌ سخیف و مبتذل ساخت ، می‌توان اثری بسیار ارزشمند در سبک پاپ ، راک و غیر ارائه کرد. در این موضوع که موسیقی نواحی ، فولک یا کلاسیک و بخشی از موسیقی‌ سنتی‌ که خطر فراموشی آن را تهدید می‌کند باید مورد حمایت دولت قرار گیرد شکی نیست ، اما آیا آن نوع موسیقی‌ که تنها تفاوتش با موسیقی‌ پاپ استفاده از چند ساز ایرانی‌ در کنار سازهای غیر ایرانی‌ و یا اضافه کردن چهچه به تحریر هاست هم باید مورد حمایت ویژه قرار گیرد؟ و آیا اصلا خوانندگان موسیقی سنتی‌ که بسیاری از آنها از مخاطبان زیادی برخوردارند و پاپیولار محسوب میشوند ، نیاز به حمایت ویژه دارند؟ چرا مرزبندی ژانرهای مختلف موسیقی‌ و تصمیم گیری برای حمایت یا عدم حمایت و تخصیص امکانات یا محروم کردن از بدیهی‌‌ترین حقوق و امکانات از سوی دولت باید تا این حد سطحی نگرانه باشد؟

موارد زیر نمونه‌هایی‌ از امکاناتی است که فقط به موسیقی سنتی‌ و تلفیقی تعلق دارد و موسیقی پاپ از آن محروم است؛

۱- اجرا در سالن همایش‌های برج میلاد ، فضای باز برج میلاد ، تالار وحدت ، باغ عفیف شیراز ، عمارت مسعودیه تهران ، سالن خلیج فارس کیش و … که همگی‌ جزو بیت‌المال به حساب می‌آیند.

۲- اجازهٔ تبلیغات محیطی‌ (بیلبورد ، بنر ، …) برای تبلیغ کنسرت و آلبوم.

۳- برگزاری مراسم رونمایی از آلبومهای جدید و یا کنفرانسهای خبری در اماکن تاریخی‌ و اماکن با فضای باز مانند کاخ نیاوران و یا حافظیه شیراز.

۴- صدور مجوز برای برگزاری کنسرت در حالتی بسیار سهل‌تر و سریع‌تر نسبت به موسیقی پاپ در شهرستانها. آیا حمایت از موسیقی سنتی‌ و تلفیقی باید به معنی‌ سلب امکانات اولیه و بدیهی‌ از موسیقی پاپ باشد؟ آیا منطقیست که با هدف حمایت از کشتی‌ ، پخش تلویزیونی فوتبال را ممنوع و استادیوم فوتبال را از فوتبالیست‌ها گرفته و آنها را روانهٔ زمین خاکی کنیم؟ آیا با این روش می‌توان از محبوبیت فوتبال کاست و به محبوبیت و اقبال عمومی‌ از کشتی‌ افزود؟

 کمبودها و مشکلات :

عدم وجود یک رسانه (تصویری و شنیداری) برای موسیقی مجاز کشور٬ باعث ترویج هرچه بیشتر موسیقی غیرمجاز در کشور و رقابت نا برابر بین موسیقی‌ قانونی‌ و غیر‌قانونی‌ شده است. موسیقی غیر مجاز بدون هیچ فیلتر و محدودیتی و با قویترین ابزار رسانه‌ای در بین تک تک افراد جامعه نفوذ می‌کند ، حال آنکه موسیقی مجاز پس از گذر از انواع فیلترها و ممیزیها و پس از صرف زمان زیاد به مرحلهٔ انتشار می‌رسد. مرحله‌ای که فاقد هرگونه رسانه برای شنیده شدن و تبلیغات است.

تصور کنید جوانی علاقمند به موسیقی‌ را که پس از سال‌ها تلاش می‌خواهد که برای کار در حرفه مورد علاقه‌اش و احتمالا تولید یک آلبوم موسیقی‌ تصمیم بگیرد. دو راه پیش روی اوست؛

۱- راه مجاز که نتیجه‌اش صرف زمان طولانی‌ برای اخذ مجوز و صرف هزینه‌های سنگین برای تولید آلبوم و پیدا کردن شرکتی که حاضر به پخش آلبوم باشد است.

۲- راه غیر مجاز ؛ تولید آهنگ بدون در نظر گرفتن ممیزی و پخش اثر خود در تمامی کانالهای ماهواره‌ای و سایت ها. در حالت منطقی‌ با انتخاب راه اول کمترین شانس برای شنیده شدن آثار وجود دارد و در مقابل با انتخاب راه دوم میتواند کار خود را به گوش همه برساند. سوالی‌ که پیش میاید این است که آیا هدف وزارت ارشاد اسلامی هدایت جوانان به سمت موسیقی قانونی‌ است یا هدایت آنها به سمت ماهواره‌ها و موسیقی غیر قانونی‌؟ حال نه تنها هیچ رسانه‌ای برای ارائه آثار مجاز وجود ندارد ، بلکه اخیرا پخش آثار مجوز دار از برخی‌ رسانه‌های غیر مجاز (سایت رادیو جوان و برخی‌ کانالهای ماهواره‌ای) باعث ممنوع الکاری و ایجاد دردسرهای فراوان برای اهالی موسیقی مجاز نیز شده است. نکتهٔ حائز اهمیت در این مساله، مجوز دار بودن و قانونی‌ بودن آثار مذکور است. حال اگر رسانه‌ای بیگانه یک اثر قانونی‌ را سرخود پخش کند ، آیا تقصیر بر گردن کسی‌ است که کار قانونی‌ را انجام داده؟ آیا اگر سخنان رئیس جمهور محترم کشور ، یک فیلم سینمایی مجوز دار و یا یک بازی فوتبال داخلی‌ از کانالهای بیگانه پخش شود ، این افراد مقصر شناخته میشوند؟ با اندکی‌ تامل می‌توان به این نتیجه رسید که وظیفهٔ خوانندگان ، اخذ مجوزهای لازم از وزارت فرهنگ و ارشاد است و همچنین پخش آثارشان به صورت مجاز. در این میان اگر رسانه‌ای با هدف شیطنت و یا هر هدف دیگری اقدام به پخش این آثار قانونی‌ کند، نباید کوچکترین مسئولیتی بر گردن خوانندگان مجاز باشد. به راستی‌ چگونه می‌توان بدون هیچ مدرک ، تفهیم اتهام و دادگاهی صدها نفر را از کار بیکار کرد؟ خوانندگان و به تبع آنها تهیه کنندگان، نوازندگان، صدابرداران، نورپردازان، بلیت فروش‌ها، عوامل اجرایی و صدها نفر دیگر که به واسطهٔ این شغل كسب درآمد و امرار معاش می‌کنند٬ به راحتی‌ از حقوق خود محروم می‌شوند. آن هم در حالى كه موسيقى پاپ، بدون استفاده از هرگونه اعتبارات دولتى، بالاترين نرخ كارآفرينى را در بين تمامى شاخه هاى هنر دارد. فرضيه همكارى خوانندگان با رسانه‌هاى بيگانه بايد از طرف طرح‌كنندگان اين فرضيه ثابت شود، نه از طرف خوانندگان. زيرا طبق اصل سى و هفتم قانون اساسى: اصل، برائت است و هيچكس از نظر قانون مجرم شناخته نمي‌شود، مگر اينكه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد. همچنين به اشتراك گذاشتن لينك دانلود آهنگها از سايت راديوجوان در گذشته، و قبل از آگاهى از ممنوعيت پخش آهنگها از اين سايت، هيچ مسئوليتى را براى خوانندگان به وجود نمى آورد و نمي‌توان آنها را مجرم قلمداد كرد٬ زيرا طبق اصل يكصد و شصت و نهم قانون اساسى: هيچ فعلى يا ترك فعلى به استناد قانونى كه بعد از آن وضع شده است جرم محسوب نمى شود. به نظر می‌رسد که وقت آن رسیده که رسانه‌های داخلی‌ و مجاز قوی به حمایت از آثار مجاز داخلی‌ بپردازند.

 کمبود سالن:

در مبحث مربوط به سالن‌های برگزاری باید توضیح داد که نه تنها بسیاری از سالن‌های کشور در اختیار خوانندگان پاپ قرار نمی‌گیرد ، بلکه اجازهٔ برگزاری کنسرت در سالن‌های با ظرفیت بالای تماشاگر نیز صادر نمی‌شود. به طور مثال چرا خواننده‌ای که پر مخاطب است به جای یک یا دو شب اجرا در سالن‌های با ظرفیت بالای ۵۰۰۰ نفر در سال ، باید شب‌های متعدد در سال و در سالن‌های کوچک اجرا داشته باشد؟ نتیجهٔ این اجراهای متعدد در سالن‌های یکسان و با ظرفيت كم، چیزی جز قيمت بالاى بليت ، تکراری شدن ، پایین آمدن کیفیت اجرا و دلزدگی مخاطبین و خود گروه از اجراهای تکراری نیست. گذشته از موارد فوق، تهديد سلامتى خوانندگان ، از ديگر تبعات اجرا در سالنهاى با ظرفيت كم مى باشد. زيرا حنجره نيز يكى از عضلات بدن مى باشد و همانطور كه يك فوتباليست نبايد در يك روز در بيش از يك مسابقه فوتبال شركت كند، بديهى است كه يك خواننده نيز نبايد بيش از حد استاندارد از حنجره خود استفاده كند.

لازم به ذکر است که خوانندگان مجاز پاپ در طی‌ این سال‌ها نشان داده‌اند که همواره قشری مظلوم، سر به زیر، به دور از حاشیه و مطیع قوانین کشور عزیزمان بوده‌اند و هستند و این برای اولین بار است که پس از تمامی این سالها سکوت خود را شکسته‌اند و حرف‌های دلشان را به مردم و مسئولین می‌زنند. هدف از تمام حرف‌های گفته شده، تأكيد بر تلاش در جهت رشد و اعتلاى موسيقى پاپ بر اساس ارزشهاى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران و ایجاد شرایط بهتر برای کار و در نهایت رضایتمندی مردم عزيز كشورمان است که همواره اصلی‌‌ترین دلیل و انگیزه کار بوده اند. امیدواریم که با درایت مسئولین محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که نهاد متولی پیگیری حقوق هنرمندان می‌باشد چرخه‌ٔ موسیقی پاپ به صنعتی‌ در خور شان مردم عزیز جمهورى اسلامى ايران تبدیل شود. در انتها ضمن سپس از تلاش‌های معاونت هنری وزارت ارشاد و دفتر موسیقی در خصوص رفع مشکلات پیش آمده از رياست محترم جمهور به عنوان حامى هميشگى هنرمندان، خواهشمنديم ترتيبى اتخاذ نمايند كه اهالى موسيقى پاپ، در نشستى دوستانه، درخواست‌ها و مشكلات خود را با ايشان در ميان بگذارند.

با تجديد احترام

حامى، زانيار خسروى، سيروان خسروى، گروه سون، شهرام شكوهى، رضا صادقى، بهنام صفوى، حميد عسگري، فرزاد فرزين، مازيار فلاحى، على لهراسبى، مهدى مدرس، رضا يزدانى، محسن يگانه

0 نظر

Leave a پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

ارتباط با ما

Sending

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?

Create Account