گروه تندر

اردوان انزابی پور از سالهای دور تا به امروز میگوید

با ” اردوان انزابی پور” چهره سرشناس و محبوبی که بی تردید از پرسابقه ترین و پرکارترین هنرمندانی است که در سبک «راک» و«متال» فعالیت داشته  است گپی دوستانه داشته ایم و گریزی زدیم به  بیست و چند سال گذشته و خاطرات آن دوران ، توجه شما را به صحبت های تلخ وشیرین و در عین حال جذاب اردوان عزیز جلب می کنیم.

از گروه “summer”  شروع کنم که سال ۷۲ تشکیل دادید. ریشه ی این اسم از کجا اومده؟

بازگشت به قدیم و صحبت در مورد” summer ” ، تعدادی دانشجوی شمالی بودیم که مشغول به تحصیل در تهران بودیم ، پایان ترم موقع تعطیلات برمی گشتیم شمال و چون پیش شخص خاصی آموزش ندیده بودیم و بطور خودآموز نوازندگی را یاد گرفته بودیم ) درآن زمان برای گیتاریست ها نه متودی وجود داشت نه اینترنتی ، حتی فایل های آموزشی هم وجود نداشت ( و بچه ها سعی میکردند هر آهنگی که برایشان جذاب بود کاور کنند و با توجه اینکه در اوایل نُت خوانی هم بلد نبودیم و برای اینکه این پروژه فقط تابستان ها شروع می شد اسم بند راگذاشتیم” summer” و هر سال یک قطعه از اثرات قدیمی انتخاب میکردیم مثل ”  Pink Floyd ” ، “Camel” ، ” Clapton ” ابتدا کار ما کاور کردن این آهنگ ها بود بعد از ۳ ، ۴ سال خودمون شروع کردیم به آهنگسازی و بعد از اتمام دانشگاه اعضاء گروه رفتن سربازی وگروه پراکنده شد.

همکاری شما سال ۷۶ با تلویزیون چطور آغاز شد و توسط چه کسانی دعوت شدید؟

در زمان دانشجویی من بود و آهنگسازی ,در یکی از قدیمی ترین مغازه سازفروشی تهران دنبال نوازنده بیس می گشت، در حدود سال ۷۴ آن زمان نوازنده بیس کم داشتیم و من هم خیلی جوان بودم به این علت “منو جدی نگرفتند که بچه به این سن گیتار بیس میزنه.” برای همین از من تست گرفت و چون در گروه summer” “خیلی تمرین کرده بودم چه با گوش چه نُت خوانی رفتم در آن پروژه و ۵ دقیقه ای اجرا کردم و باعث شد برای اون فرد جذاب جلوه کنم و کار من را پسندید، طبیعتا برای اولین کار حرفه ای دستمزد آنچنانی نمیدادند هزینه که میگرفتم کرایه رفت و برگشت بود اما لطف دیگری در حق من انجام داد و مرا معرفی کرد به کسانی که حرفه ای تر کار میکردند و یکی از دوستان ایشان که یکی از اساتید فلوت هستند به نام «شهرام رکوعی» بعد چند وقت آقای «رکوعی» زنگ زدند که در تلویزیون ضبط دارم که  نیاز به بیسیست هست از آنجا بود که وارد تلویزیون شدم و چون گیتار هم کار میکردم از طریق آقای «ریاحی پور» برای یک کاری که گیتار آکوستیک بود رفتم تلویزیون و بعد از آن هم  که یک کار برای « بابک امینی» . خلاصه کار من شروع شد تقریبا از سال ۷۵ ، ۷۶ داخل تلویزیون همه سبک ها را میرفتم و اجرا میکردم.

ازگروه « اکسیر » بفرمایید چرا اینقدر زود منحل شد؟

۴ تا عضو داشت که دو نفر از اعضا رفتن خارج ، بعد یکسال کار کردن و بعد از اجرای کنسرت اول مسئله رفتن نوازنده پیش اومد پس از رفتن آنها که مصادف شد با پروژه «کهت میان »کار سخت شد باید نوازنده پیدا می کردیم همانطور که گفتید گروه «اکسیر» در آن مقطع هم تیم کاملی نبود و چون «کهت میان» آماده تر بود و من و «همایون مجدزاده» در هر دو گروه بودیم «اکسیر» وگروه «کهت میان» را ادغام کردیم.

در مورد اجرای بهار ۷۸و اجرای ناتمام «سردار جنگل»  توضیح بدید؟

داستان اینجوری بود که چندتا از دوستامون را در تهران پیدا کردم و  باهم کار میکردیم یک موقعیت برای من پیش اومده بود که میتونستم مجوز کنسرت بی کلام بگیرم البته آن زمان که هیچی تا ده سال بعد هم کلمه «راک» نمیشد استفاده کرد ، هنوز هم  مشکل وجود دارد چه برسد که ۱۸ سال قبل , ما به این نتیجه رسیدیم که به اسم کار موزیکال بدون کلام ، پروژه را اجرا کنیم بعد افتادم دنبال کارهای مجوز و همزمان تهران هم تمرین میکردیم و هم کارهای مجوز را انجام می دادم , نتیجه این شد که توانستم  برای عید اجرا را بگیریم ۶ اجرا که ۴ تای آن را اجرا کردیم،  اولین بار بود که همچین پروژه ای اجرا میشد تصورش را  بکنید ۱۸ سال پیش در شهرستان خیلی خیلی کار عجیب غریبی بود آن زمان اینترنت نبود همه تبلیغات به صورت دستی انجام میشد مثل تراکت و تبلیغات زیادی هم به صورت پارچه نویسی انجام میشد الان چیزی به اسم پارچه نویسی نیست ما حتی تبلیغات کنسرت را با مجوزی که از شهرداری گرفتیم با پارچه نویسی انجام دادیم فکر کنید ۲۰ سال قبل اسم گروه ها مثل “Pink Floyd” فارسی پارچه نویسی شده بود خیلی عجیب بود برای مردم دور میدان های  شهر همچین چیزی،کلی حساسیت ایجاد کرده بود , در اجرای سوم برای لغو کنسرت آمدند ولی ما رفته بودیم , اجرای چهارم که به موقع رسیدند  و جلوی اجرای ما را گرفتند و قرار شد اون شب آخرین اجرا باشه و دوتای دیگه را اجرا نکنیم.

حرکت بهم زدن کنسرت الان مثل آن دوران رایج نیست . در دهه ۷۰ خیلی از کنسرت ها را بهم می ریختند و خیلی  رسانه ای میشد و از آن طرف سازمان های رسمی دولتی آمده بودند که نگذارند مجوز لغو شود( این دو دستگی همیشه وجود داشته) البته همه ی این اتفاقات حین برگزاری کنسرت اتفاق میفتاد اینکه ما از سالن میخواستیم بریم توی خیابون محل اجرا و میدیدید که ۵،۶ تا ماشین پلیس آمده اند , یک تعداد میخواستند بهم بریزن , یک تعداد میخواستن جلوگیری و از ما حمایت کنند  , چند نفر هم زنگ زده بودند که کمک بیایند , خلاصه قیامتی بود آن برنامه و در نهایت از در پشتی سالن را خالی کردیم و توانستیم همه قطعات را اجرا کنیم و طی ده دقیقه کل استیج را جمع کردیم و از در پشتی سوار ماشین ها کردیم  و توانستیم فرار کنیم. این هم داستان اجرای نا تمام “سردار جنگل “.

راجع به اجراهای خانگی در کوی بیابانی رشت توضیح بدید.

این داستان ۷۸  مال خیلی سال پیش است.سال های ۷۰ ، ۷۱ دقیقا اولی مرداد ۷۰ بود دومی فروردین ۷۱ و سومی شهریور ۷۲ که طبیعتا قبل این بود که بشود اجرایی انجام داد چیزی وجود نداشت، تنها جایی که گیر میاوردیم منزل دوستان بود که خونه ای ویلایی بود که الان از آموزشگاه هایی است که اجرا برگزار میشه، ظرفیتشون بیشتر بود تا ۸۰ نفر راحت مینشستند ساز هارا میچیدیم سیستم آمپلی فایر هم نداشت.

 

گروه «تندر» و «کهت میان» همچنان پرآوازه مانده ، به نظرشما علت ماندگاری این دو گروه چیست؟

سابقه « کهت میان» که خیلی بیشتر است. همین الان شروع فعالیت را ۸۱ بگیریم الان سال ۹۷ هستیم، « تندر» را ما ۸۹ رسما شروع کردیم البته آن پروژه که در « سردار جنگل » رشت برگزار کردیم اسم آن گروه هم  «تندر» بود , این ۸ سالی که با «کهت میان» همکاری میکردم پروژه های دیگر را متوقف کرده بودم .

در هر صورت دلیل اصلیش این است که موسیقی ادامه دارد و ما کار را ادامه می دادیم  و با رفتن نوازنده ها که بزرگترین مشکل بود و بودجه ای هم که وجود نداشت در واقع این کار  درآمدی نداشت و ندارد , باید همیشه خوشحال باشید که یر به یر شود ارزش مالی و سودی در این کارها نبود ] فقط به واسطه علاقه و اینکه موسیقی باور ماست من و آقای « مجدزاده » ادامه دادیم هرچی هست اگه اسمش را موفقیت بزاریم البته من بیشتر زنده ماندن میگویم تا موفقیت ، این بخاطر اینست که ما هرآنچه در توان داریم و عمرمان راگذاشتیم  و وقتی شما یک کاری را پشت هم انجام می دهید مینیموم چیزی که میخوای بگی اینکه ۵، ۶ ، ۱۰ نفر دارند کار میکنند .

«همایون مجدزاده» یار دیرین شماست، به نظر شما همکاری با ایشان چقدر در موفقیتتان موثر بوده؟

خیلی موثربوده و هست بخاطر اینکه موزیسین های فوق العاده ای که هم استعداد دارند هم تکنیک و قدرت اجرا و هم دید آهنگسازی فقط بر حسب تجربه بخواهید جلو برید سریع روی بُعد تکرار می افتید و در سبک های «راک» و «متال» صرفا سواد ، همه ی کار را انجام نمیدهد . پس ما دو مورد را  لازم داریم و کمتر آدمی هست که هر دو مورد را باهم داشته باشد و در عین حال خودش هم  نوازنده قهاری باشد  و مورد دیگری که به شدت نیاز است که یک استراتژی داشته باشید مانند دید مهندسی که پروژه ها کنسل نشوند  و به سمت هدفشون حرکت کنند.  کمتر ادمی همچنین پکیجی را همراه خودش دارد.  آقای ” مجدزاده ” یکی از افراد نادر و استثانایی هستند که این حالت را دارند  و طبیعتا هر کسی که در کنار ایشان کار میکند از این فرصت میتواند استفاده کند.

با گروه “کهت میان” آلبومی به نام “اکسیر ” روانه ی بازار کردید. آیا ارتباطی بین این آلبوم و گروه “اکسیر” که در قدیم منحل شده بود، وجود داشت؟

ما در آلبوم «اکسیر» دقیقا این موضوع راتوضیح دادیم، که به یاد پروژه “اکسیر” که سال ۸۱ شروع کردیم نام اعضاء را هم بردیم. ” آگاه بهاری “، ” سینا جزایری ” که عرض کردم ، گروه “اکسیر”  بخاطر رفتن نوازنده ها متوقف ماند ولی اولین گروهی بود که به آن صورت داشت فعالیت میکرد و مجوز داشت ما به یاد آن گروه و پروژه اسم آلبوم را گذاشتیم  “اکسیر ” یک ترک از آهنگای آن  کنسرت به یاد ماندنی راهم در این آلبوم گنجاندیم.

در حال حاضر روی چه پروژه ای کار می کنید؟

ما در حال حاضر خیلی جدی داریم روی آلبوم سوم “گروه تندر” کار میکنیم این آلبوم تفاوت اساسی دارد. آلبوم فارسی “گروه تندر” که دنبال مجوز گرفتن و انتشارش هستیم سه تا از آهنگ هایش مجوز کنسرت گرفته و ۵ ترک هم مجوز شعر گرفته است. کلا شامل ۸ تا آهنگ است که ساخت همه آنها تمام شده و اولین قطعه  را با نام “بزن ساز”با همکاری ” مجله آنلاین گراماتون ”  و “مرجع پادکست های صوتی ایران، شنوتو” منتشر کردیم , میکس این آهنگ را هم آقای “مجدزاده ” انجام دادند و از استقبال خوبی هم برخوردار شد و امیدواریم کار ضبط آهنگ ها سریع تموم شود.

برای اجرا در پاییز هم برنامه داریم ولی فوکوس اصلی را گذاشتیم روی آلبوم  , کنسرت در اولویت دوم ، سال گذشته هم چندین کنسرت برگزار کردیم سال ۹۵ هم همینطور . در حال حاضر ، تمرکز ما فقط روی آلبوم است.

سلیقه موسیقیایی شما از گذشته تا الان چه تغییری کرده است؟

آدم وقتی سنش بالا می رود و هرچی بیشتر درگیر تولید و آهنگسازی می شود،   توجه به نکات آهنگسازی و تنظیم و هارمونی برایش مهمتر میشود. از قدیم دنبال انرژی در موسیقی بودم موسیقی هایی که من از اول با آنها ارتباط برقرار کردم،  یک شاخه راک داشت راک های قدیمی کلاسیک «Deap Purple» و …. که اوج آن هم ” Pink Floyd” بود. ولی این طرف علاقه دیگری هم داشتم گروه های ” Thrash Metal ” اول از همه “Megasdeth ” و “Metallica” ، “Slayer” و بعدا با گروه های جدید تر آشنا شدیم که سعی کردم هرجای دنیا فرصت پیدا کردم ، این گروه ها را ببینم و این خودش تجربه خیلی خیلی استثنایی بود که تمامی افرادی که در زمینه موسیقی مورد علاقت هستند از نزدیک دیده باشی و تجربه عینی داشته باشی نسبت به چیزی که میخوای بهش بپردازی تا از سی دی و یوتیوب پیگیر باشی .

ولی در طول سالهای اخیر قصه هارمونی ، تنظیم و تولید برایم مهمتر شده و میتوانم بگویم وقت زیادی هم برای موسیقی کلاسیک میگذارم. به نظر من موسیقی کلاسیک هم از نظر هارمونی و تنظیم غنای بسیار زیادی دارد و پشت آن خیلی سواد و تلاش و قدرت نهفته است.

شما “مجله آنلاین موسیقی گراماتون ” را چطور ارزیابی می کنید؟

آشنایی من برمیگردد به مسابقه ای که داشتید “گرامافست ” . اولین بار آنجا با این مجله آشنا شدم . بعد از آن هم برنامه ای با ” استاد  فرشاد رمضانی” داشتید. روی اطلاعاتی که دارید در حوزه ی گروه ها و افرادی که داخل ایران فعالیت میکنند ، مانور میدید .چون ما رسانه ای به این شکل نداشتیم یا میتوان گفت خیلی کم داریم , اصلی ترین مشکل ما همیشه جذب مخاطب یوده است به همین دلیل از شما تقدیر و تشکر میکنم و امیدوارم این خلاء بوسیله شما پر شود.

جوانانی هستند که این خط رسانه ای را دنبال میکنند.در این سال ها بین هواداران موسیقی خودمان با معذلی مواجه شدم که خیلی ها مطلقا از ۳-۲سال پیش اطلاعاتی ندارند چه برسد  به ۱۰ سال پیش و ماقبل !!! انگار اتفاقات این موسیقی از یکی دوسال قبل شروع شده در صورتی که دورانی که ما کار میکردیم از این اطلاع داشتیم که ۴۰- ۴۵ سال پیش گروه های خوبی کار میکردند و ما نه تنها برایشان احترام قائل بودیم ، سعی میکردیم از آنها یادی کنیم و برایمان باارزش بود که این اساتید قدیمی را جایی ببینیم .

رسانه ها در انتشار اطلاعات در مورد فعالیت گروه های راک و متال قدیمی مشکل دارند و در حال حاضر، خیلی ها از گروه های ۵ سال پیش هم اطلاعی ندارند و این بستگی دارد که رسانه هایی مثل شما این اطلاع رسانی ها را به درستی انجام بدهند. منظور من این است که وجود رسانه هایی مثل “گراماتون “بسیار مفید است.

حرف آخری برای گفتن دارید؟

برای مخاطبان راک و متال در ایران ، چیزی که میتوانم بگویم ,  اطلاعات در باره کسانی که از قبل کاری کردند کسب کنند و بدانند که قبلا چه کسانی ، چه کارهایی را انجام دادند . از طرف دیگر برای دوستانی که در این راه قدم میگذارند توصیه ام این است که تا توان دارند هم تکنیک هم سواد موسیقی را باید بیشتر کنند که عمق داشته باشد و بتوانند در عرصه موسیقی ماندگار بمانند.

0 نظر

Leave a پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

ارتباط با ما

Sending

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?

Create Account